کشش و جذابیتی نیرومند که کسی را بهسوی فرد، مکان یا چیزی وسوسه میکند.
مثالهای طبیعی
The allure of fame can distort ambition.
جاذبهٔ شهرت میتواند بلندپروازی را از مسیر درست خارج کند.
Luxury brands trade on allure rather than practical value.
برندهای لوکس بیش از ارزش کاربردی، روی جذابیت فریبندهٔ خود حساب میکنند.
Despite its flaws, the old theatre still has allure.
با وجود همهٔ عیبهایش، آن تماشاخانهٔ قدیمی هنوز جذابیت خاصی دارد.
نکتهٔ کاربردی
Allure حاکی از کششی است که شاید نتوان بهآسانی در برابرش ایستاد؛ appeal خنثیتر است.
