اشارهای غیرمستقیم به شخص، رویداد یا اثری که گوینده انتظار دارد مخاطب آن را بشناسد.
مثالهای طبیعی
Her speech contained an allusion to Orwell’s novel.
سخنرانی او اشارهای غیرمستقیم به رمان اورول داشت.
Readers missed several allusions scattered through the poem.
خوانندگان چندین اشارهٔ تلویحیِ پراکنده در شعر را متوجه نشدند.
Was that an allusion to last year’s scandal?
آیا آن حرف اشارهای به رسوایی سال گذشته بود؟
نکتهٔ کاربردی
Allusion غیرمستقیم است، اما quotation عین واژههای یک متن را نقل میکند. allusion را با illusion اشتباه نگیرید.
