معنی ۱neutral · 90%
متشکل از رسوبهای برجامانده از آب جاری، یا مربوط به آنها.
مثالهای طبیعی
Farmers grow rice on the alluvial plain.
کشاورزان در دشت آبرفتی برنج میکارند.
The team examined alluvial deposits beside the river.
گروه پژوهشی رسوبهای آبرفتی کنار رودخانه را بررسی کرد.
This soil is alluvial rather than volcanic.
این خاک آبرفتی است، نه آتشفشانی.
نکتهٔ کاربردی
Alluvial رسوبهای بهجامانده از نهرها و رودخانهها را توصیف میکند؛ معنایش این نیست که زمین اکنون زیر آب است.
