نشریه یا منبع مرجعی که تقویم سالانه، تاریخها، آمار یا اطلاعات کاربردی ارائه میکند.
مثالهای طبیعی
The farmer consulted an almanac for planting dates.
کشاورز برای یافتن تاریخ مناسب کاشت به یک سالنامه مراجعه کرد.
Students found population figures in a recent almanac.
دانشآموزان آمار جمعیت را در یک سالنامهٔ جدید یافتند.
Her grandfather kept almanacs from the 1960s.
پدربزرگ او سالنامههایی از دههٔ ۱۹۶۰ نگه داشته بود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف دفتر خاطرات، سالنامه عمدتاً اطلاعات مرجع ارائه میکند، نه یادداشتهای شخصی.
