معنی ۱neutral · 95%
تقریباً، اما نه کاملاً یا نه بهطور کامل
مثالهای طبیعی
The bottle is almost empty.
بطری تقریباً خالی است.
I almost missed the bus.
نزدیک بود اتوبوس را از دست بدهم.
It is almost six o'clock.
تقریباً ساعت شش است.
نکتهٔ کاربردی
almost معمولاً مستقیماً قبل از واژه یا عبارتی میآید که معنای آن را محدود میکند.
