معنی ۱neutral · 95%
بدون حضور شخص دیگری
مثالهای طبیعی
She is alone at home this evening.
او امشب تنها در خانه است.
I sometimes feel alone in a new city.
گاهی در یک شهر جدید احساس تنهایی میکنم.
Please leave me alone for a few minutes.
لطفاً چند دقیقه مرا تنها بگذار.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی همراهی ندارد، alone را بعد از فعلهایی مانند be، feel یا leave بهکار ببر.
ترکیبهای رایج
— دیگر با کسی حرف نزدن یا مزاحمش نشدن

