معنی ۱neutral · 90%
بدون حضور شخص دیگری
مثالهای طبیعی
She walked home alone.
او تنها تا خانه پیاده رفت.
I prefer to work alone.
ترجیح میدهم تنها کار کنم.
He travelled alone for the first time.
او برای اولین بار تنها سفر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در نقش قید، alone معمولاً بعد از گروه فعلی میآید.
