از نظر عاطفی دور، سرد و کمتمایل به صمیمی شدن یا درگیر شدن با دیگران
مثالهای طبیعی
The ambassador remained aloof during the reception.
سفیر در طول مراسم همچنان سرد و دور از دیگران ماند.
She seemed aloof whenever colleagues discussed personal matters.
هر وقت همکاران دربارهٔ مسائل شخصی حرف میزدند، او سرد و کنارهگیر به نظر میرسید.
His aloof manner discouraged casual conversation.
رفتار سرد و دور از دیگرانِ او مانع گفتوگوهای خودمانی میشد.
نکتهٔ کاربردی
`Aloof` معمولاً فاصلهٔ اجتماعیِ عمدی یا آشکار را توصیف میکند، نه صرفاً خجالتی بودن.
