تغییر دادن یا تغییر یافتنِ شکل، وضعیت یا جزئیات
مثالهای طبیعی
We altered the schedule after several complaints.
بعد از چند شکایت برنامه را تغییر دادیم.
Conditions may alter without warning.
شرایط ممکن است بدون هشدار تغییر کند.
The architect has altered the original design.
معمار طرح اولیه را تغییر داده است.
نکتهٔ کاربردی
alter معمولاً تغییر برخی جنبهها را میرساند، نه جایگزین کردن کامل چیزی.
