معنی ۱neutral · 86%
مشاجرهای شدید که در آن افراد با عصبانیت با یکدیگر روبهرو میشوند.
مثالهای طبیعی
An altercation broke out near the entrance.
نزدیک ورودی مشاجرهای درگرفت.
The manager witnessed an altercation between two employees.
مدیر شاهد مشاجرهای میان دو کارمند بود.
He admitted having an altercation with the referee.
او پذیرفت که با داور مشاجره کرده است.
نکتهٔ کاربردی
altercation عمدتاً لفظی است، هرچند ممکن است به درگیری فیزیکی هم کشیده شود.
