رخدهنده یا چیدهشده در هر دومین نوبتِ یک توالی.
مثالهای طبیعی
I work from home on alternate Fridays.
من جمعهها یک هفته در میان از خانه کار میکنم.
The classes meet on alternate weeks.
کلاسها یک هفته در میان برگزار میشوند.
Alternate rows of tiles are blue.
ردیفهای یکیدرمیانِ کاشیها آبی هستند.
نکتهٔ کاربردی
on alternate days یعنی یک روز در میان، نه هر روز.
