معنی ۱neutral · 85%
متفاوت با گزینهٔ معمول و قابلانتخاب بهجای آن
مثالهای طبیعی
We need an alternative route home.
ما برای رفتن به خانه به مسیر جایگزینی نیاز داریم.
Scientists are developing alternative sources of energy.
دانشمندان در حال توسعهٔ منابع جایگزین انرژی هستند.
Can you suggest an alternative plan?
میتوانی برنامهٔ جایگزینی پیشنهاد بدهی؟
نکتهٔ کاربردی
`Alternative` معمولاً به گزینهٔ ممکن دیگری اشاره دارد، نه صرفاً چیزی غیرمعمول.

