معنی ۱neutral · 86%
نشاندهندهٔ توجه به نیازهای دیگران بهجای منفعت شخصی.
مثالهای طبیعی
Her altruistic decision benefited the whole neighborhood.
تصمیم نوعدوستانهٔ او به سود تمام محله بود.
Participants became more altruistic after the workshop.
شرکتکنندگان پس از کارگاه نوعدوستتر شدند.
Offering free guidance was an altruistic gesture.
ارائهٔ راهنمایی رایگان اقدامی نوعدوستانه بود.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً انگیزههای فداکارانه را تحسین میکند، اما صرف سخاوتمندی ثابت نمیکند که شخص انتظار پاداشی نداشته است.
