معنی ۱neutral · 86%
مردی که پیشتر دانشآموز یا دانشجوی مدرسه، کالج یا دانشگاهی بوده یا از آن فارغالتحصیل شده است.
مثالهای طبیعی
An alumnus of the college donated new equipment.
یکی از دانشآموختگان مردِ کالج تجهیزات جدیدی اهدا کرد.
Several alumni returned to mentor current students.
چند تن از دانشآموختگان بازگشتند تا دانشجویان فعلی را راهنمایی کنند.
The ceremony honored a distinguished alumnus.
در مراسم از یک دانشآموختهٔ برجستهٔ مرد تقدیر شد.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای فراگیر، alum یا graduate جنسیت را مشخص نمیکند؛ alumni اغلب برای گروههای مختلط نیز به کار میرود.
