انجامشده توسط یا مربوط به کسانی که فعالیتی را بدون اینکه شغلشان باشد دنبال میکنند
مثالهای طبیعی
The tournament includes both amateur and professional divisions.
این مسابقات هم بخش آماتور و هم حرفهای دارد.
She entered several amateur photography competitions last year.
او سال گذشته در چند مسابقهٔ عکاسی آماتور شرکت کرد.
The club remained amateur until the early 1990s.
باشگاه تا اوایل دههٔ ۱۹۹۰ آماتور باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
`amateur` خودبهخود به معنی بیمهارت نیست؛ در اصل مشارکت از روی علاقه را در برابر اشتغال حرفهای قرار میدهد.
