معنی ۱neutral · 88%
موجود در محیط اطراف، بهصورت شرایط یا زمینهای فراگیر.
مثالهای طبیعی
Soft ambient light filled the room.
نور ملایم محیطی سراسر اتاق را روشن کرده بود.
Sensors track ambient temperature throughout the day.
حسگرها در طول روز دمای محیط را پایش میکنند.
The director reduced the ambient noise between scenes.
کارگردان صدای پسزمینهٔ محیط را بین صحنهها کاهش داد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب برای توصیف نور، صدا، نویز یا دما به کار میرود و معمولاً برای توصیف انسان نیست.
