معنی ۱neutral · 85%
هدف مهمی که فرد بسیار مشتاق رسیدن به آن است
مثالهای طبیعی
Her ambition is to become a doctor.
آرزوی او این است که پزشک شود.
He has several ambitions for the future.
او برای آینده چندین آرزو دارد.
Studying abroad was always one of my ambitions.
تحصیل در خارج از کشور همیشه یکی از آرزوهای من بود.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان کاری که کسی بسیار مشتاق انجام دادن یا رسیدن به آن است، از `ambition to + verb` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— با موفقیت به یک هدف مهم رسیدن

