بهشیوهای که میل قوی به دستیابی به هدفی دشوار یا چشمگیر را نشان دهد.
مثالهای طبیعی
The company ambitiously plans to open ten new stores.
شرکت بلندپروازانه قصد دارد ده فروشگاه جدید باز کند.
More ambitiously, she hopes to finish a marathon next year.
او با هدفی بلندپروازانهتر امیدوار است سال آینده یک ماراتن را به پایان برساند.
The library was ambitiously redesigned with flexible study areas.
کتابخانه با طرحی بلندپروازانه بازطراحی شد تا فضاهای مطالعهٔ انعطافپذیر داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
ambitiously میتواند تحسین پشتکار باشد یا نشان دهد برنامه بیش از حد دشوار است؛ لحن به بافت بستگی دارد.
