معنی ۱neutral · 89%
حملهای ناگهانی که مهاجمان از مخفیگاه انجام میدهند.
مثالهای طبیعی
The convoy escaped an ambush on the mountain road.
کاروان خودروها از کمینی در جادهٔ کوهستانی جان سالم به در برد.
The soldiers prepared an ambush near the bridge.
سربازان نزدیک پل برای کمین برنامهریزی کردند.
A crocodile waited in ambush beneath the water.
تمساح زیر آب کمین کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
در عبارت in ambush معمولاً حرف تعریف نمیآید؛ an ambush به یک حملهٔ غافلگیرانهٔ مشخص اشاره میکند.
