معنی ۱formal · 90%
ایجادکنندهٔ تغییری مشخص در متن قانونی یا رسمی موجود.
مثالهای طبیعی
Lawmakers introduced an amendatory bill to update the deadline.
قانونگذاران طرحی اصلاحی برای تغییر مهلت ارائه کردند.
The amendatory agreement changes only the payment schedule.
توافقنامهٔ اصلاحی فقط جدول پرداخت را تغییر میدهد.
She exercised an amendatory veto instead of rejecting everything.
او بهجای رد کامل طرح، از اختیار وتوی اصلاحی استفاده کرد.
نکتهٔ کاربردی
اقدام اصلاحی، مقررهٔ موجود را تغییر میدهد و صرفاً قانون تازهای دربارهٔ موضوعی نامرتبط نیست.
