در میان اشیا یا افرادی قرار داشتن که از چند طرف احاطه کردهاند.
مثالهای طبیعی
A cottage stood amidst tall pine trees.
کلبهای میان درختان کاج بلند قرار داشت.
She found her friend amidst the crowd.
او دوستش را میان جمعیت پیدا کرد.
A fountain rises amidst the flowers.
فوارهای میان گلها به هوا بلند میشود.
نکتهٔ کاربردی
Amid شکل کوتاهتر و رایجتر همین واژه است.
