معنی ۱neutral · 87%
نشاندهندهٔ علاقه یا کشش شدید عاشقانه یا جنسی به کسی.
مثالهای طبیعی
His amorous advances made her uncomfortable.
پیشقدمشدنهای عاشقانهٔ او باعث ناراحتی آن زن شد.
The couple grew more amorous after dinner.
آن زوج پس از شام رفتار عاشقانهتری با یکدیگر پیدا کردند.
She firmly rejected an amorous colleague.
او با قاطعیت درخواستهای عاشقانهٔ یکی از همکارانش را رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
amorous میتواند بار میل جنسی داشته باشد و همیشه نمیتوان آن را به جای affectionate به کار برد.
