مربوط به قورباغهها، سمندرها و جانوران مشابهی که معمولاً زندگی را در آب آغاز میکنند و سپس میتوانند در خشکی زندگی کنند.
مثالهای طبیعی
Amphibian populations have declined in many wetlands.
جمعیت دوزیستان در بسیاری از تالابها کاهش یافته است.
The pond provides shelter for amphibian eggs.
برکه برای تخمهای دوزیستان پناهگاه فراهم میکند.
Volunteers are protecting local amphibian species.
داوطلبان از گونههای دوزیست بومی حفاظت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
amphibian معمولاً اسمهای مربوط به جانوران را توصیف میکند؛ برای وسیلهٔ نقلیهٔ قابلاستفاده در آب و خشکی amphibious رایج است.
