احساس لذت و خوشی ناشی از چیزی خندهدار یا سرگرمکننده
مثالهای طبیعی
She smiled with amusement at the old photograph.
او با دیدن عکس قدیمی لبخندی از سرِ تفریح زد.
To our amusement, the teacher wore two different shoes.
برای خندهٔ ما، معلم دو کفش متفاوت پوشیده بود.
His funny tricks brought amusement to the crowd.
شیرینکاریهای خندهدار او جمعیت را سرگرم کرد.
نکتهٔ کاربردی
هنگامی که amusement به احساس اشاره دارد، معمولاً بدون حرف تعریف و بدون صورت جمع میآید.
