معنی ۱neutral · 84%
مبتنی بر شباهت میان چیزهای متفاوت برای توضیح یا استدلال دربارهٔ یکی از آنها.
مثالهای طبیعی
The students practiced analogical reasoning.
دانشآموزان استدلال قیاسی را تمرین کردند.
Analogical examples helped beginners understand the concept.
مثالهای مبتنی بر قیاس به مبتدیان کمک کرد مفهوم را بفهمند.
Her argument was analogical rather than statistical.
استدلال او قیاسی بود، نه آماری.
نکتهٔ کاربردی
قیاس بر شباهتی مرتبط تأکید میکند، اما بهتنهایی اثبات نمیکند که دو مورد یکساناند.
