معنی ۱neutral · 90%
مقایسهای میان دو چیز که با نشان دادن یک شباهت معنادار، مفهومی را توضیح میدهد
مثالهای طبیعی
The teacher used an analogy to explain electrical resistance.
معلم برای توضیح مقاومت الکتریکی از یک قیاس استفاده کرد.
The analogy between ecosystems and economies has clear limits.
قیاس میان اکوسیستمها و اقتصادها محدودیتهای روشنی دارد.
Her analogy made the abstract process easier to understand.
قیاس او درک فرایند انتزاعی را آسانتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
یک قیاس مفید شباهتی مرتبط را نشان میدهد، اما نمیگوید دو چیز در همهٔ جنبهها یکساناند.
