معنی ۱neutral · 86%
چیزی را با دقت بررسی کردن تا بهتر درک شود
مثالهای طبیعی
Researchers analysed the results carefully.
پژوهشگران نتایج را با دقت تحلیل کردند.
We need to analyse customer feedback.
ما باید بازخورد مشتریان را تحلیل کنیم.
Students analyse the poem in class.
دانشآموزان در کلاس شعر را تحلیل میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Analyse` معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ این مفعول میتواند دادهها، یک مشکل یا یک موقعیت باشد.
ترکیبهای رایج
— دادهها را با دقت بررسی و ارزیابی کردن

