معنی ۱neutral · 90%
فردی که شغلش بررسی اطلاعات یا دادهها و توضیح معنای آنهاست
مثالهای طبیعی
The analyst reviewed the company's quarterly results.
تحلیلگر نتایج سهماههٔ شرکت را بررسی کرد.
She works as a data analyst in Berlin.
او در برلین بهعنوان تحلیلگر داده کار میکند.
Several analysts expect demand to remain strong.
چند تحلیلگر انتظار دارند تقاضا همچنان بالا بماند.
نکتهٔ کاربردی
`Analyst` به شخص اشاره دارد؛ `analysis` فرایند یا نتیجهٔ بررسی اطلاعات است.

