معنی ۱neutral · 86%
قابل بررسی نظاممند از راه تفکیک اجزا یا مطالعهٔ دادهها.
مثالهای طبیعی
Only complete responses were analyzable.
فقط پاسخهای کامل قابل تحلیل بودند.
The tool produces analyzable error logs.
این ابزار گزارشهای خطایی تولید میکند که میتوان آنها را تحلیل کرد.
These answers are more analyzable than free-form comments.
این پاسخها از نظر تحلیلپذیری بهتر از نظرهای آزاد و بدون ساختارند.
نکتهٔ کاربردی
داده یا متن باید ساختار یا جزئیات کافی و سازگار داشته باشد تا امکان تحلیل را فراهم کند.
