معنی ۱neutral · 85%
بررسی دقیق اطلاعات، واقعیتها یا یک موقعیت برای فهم بهتر آن.
مثالهای طبیعی
We analyze survey results every Friday.
ما هر جمعه نتایج نظرسنجی را تحلیل میکنیم.
Our class analyzed water samples from the river.
کلاس ما نمونههای آب رودخانه را تحلیل کرد.
Can you analyze what went wrong?
میتوانی بررسی کنی چه چیزی اشتباه پیش رفت؟
نکتهٔ کاربردی
Analyze فعل متعدی است و مفعول مستقیم میگیرد؛ پیش از موضوع بررسی about نگذارید.
ترکیبهای رایج
— تحلیل اطلاعات برای یافتن الگوها
