معنی ۱neutral · 88%
متعلق به نیاکان، بهجامانده از آنان یا مرتبط با آنها.
مثالهای طبیعی
They returned to their ancestral home.
آنها به خانهٔ نیاکانشان بازگشتند.
The ceremony preserves ancestral traditions.
این مراسم سنتهای نیاکانی را حفظ میکند.
Residents sought access to ancestral lands.
ساکنان خواستار دسترسی به سرزمینهای اجدادی خود شدند.
نکتهٔ کاربردی
خانهٔ ancestral لزوماً هنوز در مالکیت خانواده نیست؛ نکتهٔ اصلی پیوند آن با نسلهای گذشته است.
