مجموعهٔ نیاکان و نسلهای پیشین خانوادهٔ فرد، از دیدگاه ریشه و خاستگاه خانوادگی.
مثالهای طبیعی
She discovered that she has Irish ancestry.
او فهمید که تبار ایرلندی دارد.
His grandparents spoke proudly of their ancestry.
پدربزرگ و مادربزرگش با افتخار از تبار خانوادگی خود سخن میگفتند.
Tracing my ancestry took several years.
ردیابی پیشینهٔ خانوادگیام چندین سال طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
ancestry معمولاً به اصلونسب و ریشهٔ خانوادگی اشاره دارد، نه فهرستی از خویشاوندان زنده.
