ترکیبی از ویژگیها یا ظاهرهایی که بهطور سنتی مردانه و زنانه شمرده میشوند.
مثالهای طبیعی
The designer explored androgyny through loose, tailored silhouettes.
طراح با استفاده از لباسهای آزاد و خوشدوخت سبک آندروژنی را بررسی کرد.
Androgyny was central to the model’s visual presentation.
آندروژنی بخش اصلی ظاهر بصری مدل بود.
The film celebrates androgyny rather than rigid gender stereotypes.
فیلم بهجای کلیشههای جنسیتی خشک، ترکیب ویژگیهای مردانه و زنانه را ارج مینهد.
نکتهٔ کاربردی
آندروژنی دربارهٔ نمود ظاهری یا ویژگیهاست و بهتنهایی جنس زیستی یا هویت جنسیتی فرد را مشخص نمیکند.
