معنی ۱neutral · 89%
مبتنی بر روایتها و مشاهدههای فردی، نه پژوهش نظاممند.
مثالهای طبیعی
Our conclusions relied on anecdotal reports from customers.
نتیجهگیریهای ما بر گزارشهای فردی مشتریان تکیه داشت.
The evidence is anecdotal, not clinical.
این شواهد مبتنی بر تجربههای شخصیاند، نه مطالعات بالینی.
She challenged the anecdotal claims with survey results.
او با استناد به نتایج نظرسنجی، ادعاهای مبتنی بر روایتهای فردی را به چالش کشید.
نکتهٔ کاربردی
شواهد anecdotal ممکن است سرنخهایی برای پژوهش فراهم کنند، اما بهتنهایی بهندرت نتیجهگیری کلی را اثبات میکنند.
