معنی ۱neutral · 88%
بسیار مهربان، معصوم یا زیبا، چنانکه به فرشتگان نسبت داده میشود.
مثالهای طبیعی
The baby gave an angelic smile.
نوزاد لبخندی فرشتهگون زد.
Her voice sounded almost angelic.
صدای او تقریباً فرشتهگون به گوش میرسید.
He looked angelic but caused plenty of trouble.
ظاهرش مثل فرشتهها معصوم بود، اما حسابی دردسر درست میکرد.
نکتهٔ کاربردی
angelic میتواند تحسینی واقعی یا کنایهای شوخطبعانه باشد؛ مثلاً وقتی کسی ظاهر معصومی دارد، اما شیطنت میکند.
