معنی ۱neutral · 84%
قرارگرفته یا ساختهشده بهشکل مایل، نه صاف یا همسطح.
مثالهای طبیعی
An angled mirror reflected the doorway.
آینهٔ مورب تصویر درگاه را منعکس میکرد.
The roof is angled to let rainwater run off.
سقف شیبدار است تا آب باران از روی آن جاری شود.
We moved the angled desk closer to the window.
میز زاویهدار را به پنجره نزدیکتر کردیم.
نکتهٔ کاربردی
برای زاویهٔ اندازهگیریشده از angled at 45 degrees استفاده کنید؛ sharply angled شیب تند یا زاویهٔ آشکار را توصیف میکند.
