معنی ۱neutral · 88%
رنج یا پریشانیِ فوقالعاده شدید، بهخصوص رنج روحی و روانی.
مثالهای طبیعی
Her anguish was visible when the verdict was announced.
هنگامی که رأی دادگاه اعلام شد، عذاب روحی او آشکار بود.
He described years of anguish after his brother disappeared.
او از سالها عذاب روحی پس از ناپدیدشدن برادرش گفت.
The letters reveal anguish that statistics cannot convey.
این نامهها رنجی را آشکار میکنند که آمار از بیانش ناتوان است.
نکتهٔ کاربردی
بسیار شدیدتر از worry یا ناراحتی روزمره است و اغلب با فقدان، آسیب روانی یا تعارض اخلاقی پیوند دارد.
