معنی ۱neutral · 90%
موجود زندهای مانند سگ، گربه، پرنده یا ماهی
مثالهای طبیعی
We saw a strange animal at the zoo.
ما در باغوحش یک حیوان عجیب دیدیم.
Many animals live in forests.
بسیاری از حیوانات در جنگلها زندگی میکنند.
A dolphin is an animal.
دلفین یک حیوان است.
نکتهٔ کاربردی
animal واژهای عمومی برای موجودات زندهای مانند پستانداران، پرندگان، ماهیها و حشرات است.
ترکیبهای رایج
— حیوانی که آزادانه در طبیعت زندگی میکند

