معنی ۱neutral · 90%
موجود زندهای مانند سگ، گربه، پرنده یا ماهی
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
حیوان
Deutsch
Tier
Հայերեն
կենդանի
kendani
مثالهای طبیعی
We saw a strange animal at the zoo.
ما در باغوحش یک حیوان عجیب دیدیم.
Many animals live in forests.
