معنی ۱neutral · 83%
تأکید بر امیال و غرایز جسمانی به جای دغدغههای فکری یا اخلاقی.
مثالهای طبیعی
The critic saw animalism beneath the character’s polished manners.
منتقد زیر رفتار آراستهٔ شخصیت، غریزهگرایی را میدید.
The film portrays animalism without treating instinct as evil.
فیلم غرایز جسمانی را به تصویر میکشد، بیآنکه غریزه را شر بداند.
Her essay contrasts animalism with strict self-discipline.
مقالهٔ او غریزهگرایی را در برابر خویشتنداری سختگیرانه قرار میدهد.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح بسته به بافت میتواند انتقادی یا خنثی باشد؛ به معنی مهربانی با حیوانات نیست.
