معنی ۱neutral · 85%
چیزی که سالی یک بار اتفاق میافتد یا به دورهای یکساله مربوط است.
مثالهای طبیعی
The company released its annual report yesterday.
شرکت دیروز گزارش سالانهٔ خود را منتشر کرد.
Our annual picnic takes place in June.
پیکنیک سالانهٔ ما در ماه ژوئن برگزار میشود.
The festival is annual, not monthly.
این جشنواره سالانه است، نه ماهانه.
نکتهٔ کاربردی
Annual اغلب پیش از اسم میآید، ولی میتوان یک رویداد را هم annual توصیف کرد.
ترکیبهای رایج
— گزارشی از فعالیتها در طول یک سال
