معنی ۱neutral · 90%
یک بار در هر سال یا هر سال
مثالهای طبیعی
The company publishes its results annually.
شرکت نتایج خود را سالانه منتشر میکند.
The equipment is inspected annually for safety.
تجهیزات برای اطمینان از ایمنی، سالانه بازرسی میشوند.
Annually, the festival attracts thousands of visitors.
این جشنواره هر سال هزاران بازدیدکننده جذب میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Annually` در متنهای رسمی، تجاری و اداری رایج است؛ `every year` محاورهایتر است.
