معنی ۱formal · 89%
اقدام یا تصمیم رسمی برای اعلام بیاعتباری حقوقی ازدواج، قرارداد یا اقدام قانونی دیگر.
مثالهای طبیعی
The couple requested an annulment of their marriage.
آن زوج درخواست ابطال ازدواج خود را ارائه کردند.
Annulment of the contract would reverse its legal effect.
ابطال قرارداد، آثار حقوقی آن را از بین میبرد.
After the court’s annulment, the original order was invalid.
پس از ابطال حکم از سوی دادگاه، دستور اولیه فاقد اعتبار بود.
نکتهٔ کاربردی
با divorce تفاوت دارد: طلاق به ازدواج معتبر پایان میدهد، ولی annulment معمولاً به بیاعتباری قانونی آن اشاره دارد.
