مالیدن آیینی روغن بر کسی بهعنوان عملی مذهبی یا نمادین.
مثالهای طبیعی
The anointment took place during a quiet church service.
مراسم تدهین در یک آیین آرام کلیسایی برگزار شد.
Royal anointments once formed part of some coronations.
تدهین پادشاهان زمانی بخشی از بعضی مراسم تاجگذاری بود.
She witnessed an anointment before the blessing.
او پیش از مراسم دعای خیر شاهد یک تدهین بود.
نکتهٔ کاربردی
Anointment نام عمل یا مراسم است؛ ointment به پماد یا مادهای گفته میشود که روی پوست میمالند.
