ملزم به توضیحدادن دربارهٔ عملکرد خود یا پذیرفتن مسئولیت کارها.
مثالهای طبیعی
The director is answerable to the board.
مدیر در برابر هیئتمدیره پاسخگوست.
Elected officials remain answerable to voters.
مقامهای انتخابی همچنان باید به رأیدهندگان پاسخگو باشند.
Who is answerable for these errors?
چه کسی مسئول پاسخگویی دربارهٔ این خطاهاست؟
نکتهٔ کاربردی
answerable to مرجع مطالبهکنندهٔ پاسخگویی را مشخص میکند؛ answerable for عمل یا نتیجهای را که بابت آن باید جواب داد.
