بخشی از یک دستگاه که سیگنالهای رادیویی، تلویزیونی یا دیگر سیگنالها را دریافت یا ارسال میکند.
مثالهای طبیعی
The antenna on our roof was damaged.
آنتن روی پشتبام ما آسیب دید.
Extend the antenna before turning it on.
پیش از روشنکردن دستگاه، آنتن را باز کن.
Modern radios may have antennas hidden inside.
رادیوهای جدید ممکن است آنتنهای پنهان در داخل خود داشته باشند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد فنی، جمع رایج antennas است و این اسم قابلشمارش محسوب میشود.
