معنی ۱neutral · 90%
اتاق کوچکی که افراد پیش از ورود به اتاقی دیگر در آن منتظر میمانند.
مثالهای طبیعی
Witnesses gathered in the anteroom outside the courtroom.
شاهدان در اتاق انتظار بیرون دادگاه جمع شدند.
The palace anteroom led to the queen’s reception chamber.
پیشاتاق کاخ به تالار پذیرایی ملکه راه داشت.
Please wait in the anteroom until the doctor calls.
لطفاً در اتاق انتظار بمانید تا پزشک صدایتان کند.
نکتهٔ کاربردی
پیشاتاق در کنار اتاق اصلی قرار دارد؛ لزوماً سرسرای ورودی عمومی نیست.
