نشاندهندهٔ مخالفت یا خصومت با ایالات متحده، سیاستها یا مردم آن.
مثالهای طبیعی
The broadcast contained anti-American rhetoric.
این برنامهٔ رادیویی یا تلویزیونی حاوی سخنان ضدآمریکایی بود.
Public sentiment became more anti-American after the dispute.
پس از بروز اختلاف، احساسات عمومی علیه آمریکا شدیدتر شد.
Criticizing one policy does not automatically make someone anti-American.
انتقاد از یک سیاست بهخودیخود به این معنی نیست که کسی ضدآمریکایی است.
نکتهٔ کاربردی
انتقاد از یک سیاست آمریکا الزاماً خصومت با آمریکاییها نیست؛ بدون شاهد روشن نباید این برچسب را به کسی زد.
