توانایی ازبینبردن باکتریها یا جلوگیری از رشد آنها را داشتن.
مثالهای طبیعی
We use an antibacterial spray on the kitchen counter.
برای سطح کابینت آشپزخانه از اسپری ضدباکتری استفاده میکنیم.
The doctor recommended an antibacterial cream for the infection.
پزشک برای درمان عفونت، کرم ضدباکتری توصیه کرد.
This soap is antibacterial but not necessarily antiviral.
این صابون ضدباکتری است، اما لزوماً ضدویروس نیست.
نکتهٔ کاربردی
antibacterial یعنی مؤثر بر باکتریها، نه لزوماً ویروسها یا همهٔ میکروارگانیسمها.
