انتظار داشتن که چیزی رخ دهد و از پیش دربارهٔ آن فکر کردن
مثالهای طبیعی
We anticipate delays during the final testing phase.
پیشبینی میکنیم در مرحلهٔ نهایی آزمایش تأخیرهایی پیش بیاید.
They anticipated needing extra time at the airport.
آنها پیشبینی کرده بودند که در فرودگاه به زمان بیشتری نیاز خواهند داشت.
Analysts anticipate that demand will rise next year.
تحلیلگران پیشبینی میکنند تقاضا سال آینده افزایش یابد.
نکتهٔ کاربردی
`Anticipate` رسمیتر از `expect` است و اغلب نشان میدهد فرد از قبل دربارهٔ موضوع فکر کرده یا برای آن آماده شده است.
